۱۳۸۶ دی ۴, سه‌شنبه

روز دوم

روز دوم
گاهی وقتا میشه قبل از اینکه اتفاقی بیفته نتیجش رو ببینی!گاهی قبل از این که روز اولی اتفاق بیفته می بینی که روز دومش داره تموم میشه
دیروز تا هشت و نیم شب سر کار بودم و داشتم با این شبکه ی لامذهب ور می رفتم,هر چقدر از شبکه و شبکه بازی خوشم میومد! آخرش سرم اومد! نمی دونم من مهندسی کنترل اینجا کار می کنم یا شبکه؟
امروز مرخصی گرفته بودم که به کارای دانشکده و فارغ التحصیلیم برسم اما وسط کار رئیس بزرگ زنگ زد که برگرد شرکت, اینم از مرخصیم!



هیچ نظری موجود نیست: